السيد موسى الشبيري الزنجاني

2247

كتاب النكاح ( فارسى )

مؤنثى بزايد ، حرمت بنت الملوط شامل او نمىشود « 1 » قهراً در فرض ما ، مؤنثى كه حرمت او معلوم بالتفصيل باشد وجود ندارد ، پس اگر خنثى دخترى زائيد ، هر چند احتمال مىدهيم اين دختر بنت المزنى بها باشد ، لكن شبهه بدوى است و بايد حكم به حليت كرد و همچنين اگر خنثى ديگرى را باردار نمود و از او دخترى آورد اين دختر هم ، هر چند محتمل است بنت الملوط باشد ، لكن چون شبهه بدوى حرمت ندارد . بلى ، اگر اين خنثى هم از شكم خود دخترى زائيد و هم به واسطهء نطفه‌اش در شكم ديگرى دختردار شد ، بر واطى جايز نيست هيچ كدام را - و لو در دو زمان - بگيرد زيرا دو طرف علم اجمالى است . 4 ) پاسخ استاد - مد ظله - به اين بيان : چون به طور معمول ، مردان رحم نداشته و خود فرزندى نمىزايند و زنان هم نمىتوانند ديگرى را بارور كنند ، عرف ، ميزان بنت الرجل را اين مىداند كه از نطفهء او ، و در شكم ديگرى به دنيا آمده و ميزان بنت المرأة را اين مىداند كه از نطفهء ديگرى در شكمش به دنيا آمده باشد . اما اگر يك موجود استثنائى هم از نطفهء ديگرى در شكم خود وهم با نطفه‌اش در شكم ديگرى فرزندى پيدا كرد ، در اينجا نيز عرف هر دو را به يك معنى فرزند او مىداند ، يعنى براى چنين كسى استثناءً دو سنخ فرزند قائل است . و الّا بنت مفهوم جامع و عامّى دارد و مشترك معنوى است ، يعنى مؤنثى كه اين شخص سبب توليد او بوده است يا با نطفهء خود يا با رحم خود . و شاهد اين امر اين است كه در لغات گوناگون ، بنت الاب و بنت الامّ يك لفظ دارد و مشتركات لفظى در زبانهاى مختلف ، متفاوت است و چنين نيست كه اگر

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر كلام استاد مد ظله ) بنت مشترك لفظى است ، چون بنت در مقابل امّ از مفاهيم متضايفى است كه غير از بنت در مقابل اب است . بنت در مقابل امّ يعنى مؤنثى كه مادر او را زائيده است پس حرمت بنت المزنى بها يعنى حرمت مؤنثى كه مزنى بها او را زائيده است و بنت در مقابل اب يعنى مؤنثى كه از ماء اب توليد شده است و بنت الملوط يعنى دخترى كه از ماء ملوط توليد شده است .